گیرم که روضه جانت را آتش زده بود
میماندی لااقل طفلکت بار اول
بگوید بابا
گیرم که شام و خرابه خرابت کرده بود
حیف قد وبالایت نبود
که شده تنها خاطره ای در دوردست خیال عروس؟
طاقتت کدام تاسوعا تمام شد؟
ما هم هیئتی بودیم دیگر،
ببین چه خوب سینه میزنیم!
گیرم صدای العطش از سمت خیمه ها بلند شده
دندان روی جگر میگذاشتی
باران شاید میگرفت...
زیر کدام علم سینه زدی؟
کدام جای روضه بود که ما نشنیدیم؟
پیرهن سیاهت را کدام دست
بر قامتت دوخته بود
که در دم آخر
از کوچه ای که باز کرده بودیم
راهت را کشیدی و رفتی کنار خیمه ها
که باران سنگ نبارد
که آتش نیفتد به جان اهل حرم
- ۹۵/۰۲/۲۰